پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۰

زندگر تیغ و ریزد خون من عین مراد است این

خوشم با جور ظلم او که عدلست آن و داد است این

زاشک و آه خود سرگشته‌ام در بحر و بر دایم

منم خاشاک و گردابست آن و گردباد است این

نجات از بحر غم در سینه‌ام از آه میجوید

که پندارد دلم کشتیست آن باد مراد است این

نه ابرویست و نه مژگان خدنگست این کمانست آن

نه مویست و نه روشامست آن و بامداد است این

دل و جانم مگر دارند فکر هجر و وصل او

که امشب در سرای تن غمین است آن و شاد است این

بعقل آرد کسی کز عشق بهر چاره‌جوئی رو

زهی نادان که شاگرد است آن و استاد است این

خوشم مشتاق زین پس با جفایش گر کند با من

ستم بسیار و لطف اندک مست آن و زیاد است این

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۲زآنکو نروم بلبلم و جای منست این
  2. شمارهٔ ۲۶۳به توان گفتن کدامین عضو از اعضای تو
  3. شمارهٔ ۲۶۴به کف پیاله به گلشن روم چسان بی‌تو
  4. شمارهٔ ۲۶۵نی طاقت وصلت مرا نه صبر در هجران تو
  5. شمارهٔ ۲۶۶هر سحر غلتم در خون از نسیم کوی تو
  6. شمارهٔ ۲۶۷میرم چو ز من دور شود آن بت دلجو
  7. شمارهٔ ۲۶۸ای صبا صبحدم چون‌رسی سوی او
  8. شمارهٔ ۲۶۹نمی‌دانم چو رفتی از قفا بینی به کس یا نه
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.