فهرست اشعار
- بخش ۶۱ - داستان رفتن شهریار در بیشه بر سر مضراب دیو گوید کنون ای سرایندهٔ داستان
- بخش ۶۲ - رسیدن شهریار به بیشهٔ اوّل و جنگ او با فیلان گوید به جمهور گفت ای شه پاکزاد
- بخش ۶۳ - رسیدن شهریار به بیشه دویم و جنگ او با گرگان گوید دویم منزل ای نامدار سوار
- بخش ۶۴ - در رسیدن شهریار به بیشه سوم و کشتن اژدها گوید چه روز دگر شد جهان عطربار
- بخش ۶۵ - رسیدن شهریار به بیشه چهارم و جنگ او با موران و دیدن دخمه گرشاسب را گوید یکی دشت پیش آمدش ناگهان
- بخش ۶۶ - رسیدن شهریار به بیشه پنجم و رزم او با شیران گوید بگفتا که ای شیر شمشیرگیر
- بخش ۶۷ - رسیدن شهریار به بیشه ششم و جنگ او با غولان گوید شب تیره در بیشه راندند اسپ
- بخش ۶۸ - رسیدن شهریار به بیشه هفتم و جنگ او با زنگیان گوید چه خورشید تابان فروشد به چاه
- بخش ۶۹ - رسیدن شهریار به بیشه هشتم و جنگ او با بوزینگان گوید بدین منزل هشتم از روزگار
- بخش ۷۰ - رسیدن شهریار به بیشه نهم و رزم او با سگسار گوید بر آن که یکی قلعه بینی شگرف
- بخش ۷۱ - رفتن شهریار در قلعه مضراب دیو و آزاد کردن دلارام گوید یکی کوه دید آن یل نامور
- بخش ۷۲ - رزم شهریار با مضراب دیو و گرفتن او را گوید به نزدیک شیر آمد آن اهرمن
- بخش ۷۳ - بند پاره کردن مضراب دیو و رفتن از بند شهریار گوید ستمکاره مضراب در زیر بند
- بخش ۷۴ - رزم زنگی زوش با لشکر سرخ پوش نقابدار گوید فرود آمد آنگه یل دیوبند
- بخش ۷۵ - رزم زنگئی ذوش بانقاب دار سیه پوش گوید سواری برون آمد از آن سپاه
- بخش ۷۶ - رزم شهریار با نقابدار سیه پوش گوید برون خواست بردن ز آوردگاه
- بخش ۷۷ - رزم زنگی زوش با نقابدار سرخ پوش و گرفتن سرخ پوش او را گوید دگر رزم کاین تارم سیم و زر
- بخش ۷۸ - برکشتن هر دو لشکر ازهمدیگر و گریختن زنگی زوش از بند سرخ پوش گوید . . . سرخپوش
- بخش ۷۹ - رزم شهریار با نقابدار سرخ پوش گوید چو این کوی زرین نمودار شد
- بخش ۸۰ - رزم شهریار با نقابدار سرخ پوش گوید فکندند شمشیرها را ز چنگ
- بخش ۸۱ - نامه فرستادن شهریار به نزدیک فرانک گوید سپه را بسوی سراندیب برد
- بخش ۸۲ - جواب نامه نوشتن فرانک به شهریار گوید چنین پاسخ نامه شیر کرد
- بخش ۸۳ - آمدن ارجاسپ شاه با لشکر بر سر لهراسپ شاه گوید کنون ازسراینده داستان
- بخش ۸۴ - خبردار شدن زال رز از آمدن ارهنگ دیو گوید از آن رو چه ارهنگ پولادوند
- بخش ۸۵ - رزم خورشید مینو با سپاه ارهنگ دیو گوید چه آمد به نزدیک ارهنگ تنگ
- بخش ۸۶ - آمدن ارهنگ به میدان خورشید مینو گوید برانگیخت از جای سرکش سمند
- بخش ۸۷ - رزم سام با ارهنگ دیو و گرفتار شدن سام گوید بدو گفت ارهنگ کای نامدار
- بخش ۸۸ - جواب نامه نوشتن زال زر به نزد زواره گوید جهان دیده زال این سخن چون شنید
- بخش ۸۹ - جنگ زوراه با ارهنگ دیو گوید زواره کمر بند را تنگ کرد
- بخش ۹۰ - نامه فرستادن زال زر به نزد ارده شیر و به مدد طلبیدن گوید چه از ساز آن باره پرداخت زال
- بخش ۹۱ - نامه فرستادن زال زر به نزد وزیر ارجاسب شاه گوید یکی نامه دیگر هم اندر شتاب
- بخش ۹۲ - آمدن ارهنگ به پای حصار سیستان و بیرون آمدن زال زر گوید کمر بند را کرد ارهنگ تنگ
- بخش ۹۳ - رزم زال زر با ارهنگ دیو و شکسته شدن ارهنگ گوید بغرید و بگرفت چرخ بلند
- بخش ۹۴ - گریختن ارهنگ از زال زر به جانب بلخ و رفتن گوید چو خورشید آمد ز بالا به شیب
- بخش ۹۵ - برون آمدن گودرز با چهار صد مرد جنگ آور به پای دار گوید ابا چارصد مرد رزم آزمای
- بخش ۹۶ - نامه فرستادن لهراسپ به نزدیک گشتاسپ گوید یکی نامه در شهر شیراز شاه
- بخش ۹۷ - درخیانت بسرم و گشوده شدن شهر بلخ گوید شنیدم ز گوینده داستان
- بخش ۹۸ - گریختن لهراسپ از بلخ و گرفتار آمدن گودرز گوید چنین تا ز که خور برآمد بلند
- بخش ۹۹ - رزم زن لهراسپ با ترکان گوید چه بانو چنان دید شد سوی کوه
- بخش ۱۰۰ - رسیدن طهماسپ برادر ارجاسپ و رزم او با لهراسپ گوید جهان گشت روشن چو از آفتاب
- بخش ۱۰۱ - رسیدن فرامرز از هندوستان و جنگ او با ترکان گوید ز بس تیر بر جوشن شاه شیر
- بخش ۱۰۲ - کشتن فرامرز برادر گشتاسپ طهماسپ را گوید فرامرز چون دید بر گرد بور
- بخش ۱۰۳ - در خواب دیدن زال کیخسرو را گوید شب تیره چون خفت بر تخت زال
- بخش ۱۰۴ - فرستادن ارجاسپ ارهنگ دیو را بجنگ لهراسپ و آمدن ارجاسپ به سیستان و آگاه شدن لهراسپ گوید بفرمود ارجاسپ ارهنگ را
- بخش ۱۰۵ - فرستادن ارجاسپ ارهنگ را بری گوید وزین روی ارهنگ ره کرد طی
- بخش ۱۰۶ - رزم گشتاسپ با ارهنگ دیو گوید که از راه شیراز گشتاسپ زود
- بخش ۱۰۷ - جنگ مادر گشتاسپ با گشتاسپ گوید چه گشتاسپ آن دید برگاشت اسپ
- بخش ۱۰۸ - صف آرائی کردن لهراسپ در برابر ارجاسپ گوید ابا مادر و مرد فرزانه شاد
- بخش ۱۰۹ - داستان خلاص شدن شهریار از بند فرانک گوید کنون ای سراینده داستان
- بخش ۱۱۰ - مکر کردن دلارام در خلاصی شهریار از بند فرانک گوید فرانک شد آگه ز جوهر فروش
- بخش ۱۱۱ - رفتن فرانک به مهمانی دلارام گوید دلارام روزی بر شاه شد
- بخش ۱۱۲ - رفتن فرانک با دلارام در شکارگاه گوید چه از کوه بنمود رخسار مهر
- بخش ۱۱۳ - دادن شهریار فرانک را به ارژنگ شاه گوید یکی سخت پیمان کنون یاد دار
- بخش ۱۱۴ - رسیدن نامه زال زر به شهریار و خشم کردن شهریار گوید جهان دیده دهقان چنین کرد یاد
- بخش ۱۱۵ - داستان جنگ لهراسپ با ارجاسپ گوید دلارام را ماند اندر سراند
- بخش ۱۱۶ - دار زدن ارجاسپ گودرز پیر را گوید دگر پور کشواد گودرز را
- بخش ۱۱۷ - نامه فرستادن زال زر به نزدیک ارجاسپ گوید چه خوابید در دخمه گودرز پیر
- بخش ۱۱۸ - پیدا شدن ابر تیره و بردن فرامرز گوید که ناگاه ابری برآمد سیاه
- بخش ۱۱۹ - کشته شدن گرگوی و گرگین بدست ارهنگ و گرفتار شدن اردشیر بیژن گوید چه ارجاسپ آن دید سرکرد بور
- بخش ۱۲۰ - فرستادن ارجاسپ گرگوی گرگین و ارده شیر و پاس پرهیزگار را روئین حصار گوید چه شد ز آشیان فلک باز مهر
متن اشعار به نقل از گنجور.