پرش به محتوای اصلی
عثمان مختاری عثمان مختاری

شهریارنامه

بخش ۷۸ - برکشتن هر دو لشکر ازهمدیگر و گریختن زنگی زوش از بند سرخ پوش گوید

. . . سرخپوش

چنان بسته آورد زنگی زوش

نهادند زنجیر در گردنش

به زنجیر چون شیر نر کردنش

چو ازتیره شب پاسی اندر گذشت

دلیران برفتند از روی دشت

فرود آرمیدند یکسر به جای

نه بانگ تبیره نه زخم درای

چه زنگی چنان خواب کردار دید

سربخت از خواب بیدار دید

درآمد به نیرو و بگسست بند

سر پاسبانان هم از تن بکند

از آن پاسبانان بکشت او چهار

وز آن پس بشد همچو ابر بهار

چنین تا به نزد سپهبد رسید

زمین بوسه داد آفرین گسترید

چه دیدش بشد شاد دل شهریار

ز شادی بشد باده را خوستار

می و نقل و مرغ و قدح خواستند

یکی بزم شاهانه آراستند

همی باده خوردند و شادان شدند

بر این گونه تا خور برآمد بلند

ادامه‌ی شهریارنامه

  1. بخش ۸۰ - رزم شهریار با نقابدار سرخ پوش گویدفکندند شمشیرها را ز چنگ
  2. بخش ۸۱ - نامه فرستادن شهریار به نزدیک فرانک گویدسپه را بسوی سراندیب برد
  3. بخش ۸۲ - جواب نامه نوشتن فرانک به شهریار گویدچنین پاسخ نامه شیر کرد
  4. بخش ۸۳ - آمدن ارجاسپ شاه با لشکر بر سر لهراسپ شاه گویدکنون ازسراینده داستان
  5. بخش ۸۴ - خبردار شدن زال رز از آمدن ارهنگ دیو گویداز آن رو چه ارهنگ پولادوند
  6. بخش ۸۵ - رزم خورشید مینو با سپاه ارهنگ دیو گویدچه آمد به نزدیک ارهنگ تنگ
  7. بخش ۸۶ - آمدن ارهنگ به میدان خورشید مینو گویدبرانگیخت از جای سرکش سمند
  8. بخش ۸۷ - رزم سام با ارهنگ دیو و گرفتار شدن سام گویدبدو گفت ارهنگ کای نامدار
همه‌ی شهریارنامه ←

عثمان مختاری درباره‌ی عثمان مختاری

حکیم ابوعمر بهاءالدین عثمان بن عمر مختاری غزنوی شاعر و حماسه‌سرای برجسته دوره پایانی سده پنجم و دوره آغازین سده ششم هجری قمری بود. از زندگانی او دانسته‌های اندکی در دست است. تاریخ زاده شدن او را میان سال‌های ۴۵۷–۶۹ و درگذشت او را میان سال‌های ۵۱۲–۵۴۸ نوشته‌اند. مختاری در سرودن غزل و قصیده و رباعی و قطعه و ترکیبات و مثن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.