پرش به محتوای اصلی
عثمان مختاری عثمان مختاری

شهریارنامه

بخش ۸۶ - آمدن ارهنگ به میدان خورشید مینو گوید

برانگیخت از جای سرکش سمند

ستمکاره ارهنگ پولادوند

سر ره به خورشید مینو گرفت

ازو ماند خورشید مینو شگفت

یکی دیو واژونه دید او بلند

به دستش کمان و برش (بر) کمند

ز خورشید مینو بپرسید نام

نخست آن ستمکاره دیو فام

مرا نام خورشید مینوی گفت

که پیکان کلکم دل سنگ سفت

یکی از غلامان زالِ زَرَم

که در رزم جوشان چو شیر نَرَم

هنر از تهمتن بیاموختم

هم از زال زر تیر اندوختم

مرا زال فرزند گوید همی

ز من رزم شیران بجوید همی

تهی دیدی از شیر این بیشه را

که بر رزم ما بستی اندیشه را

گر از بیشه بیرون شد از شیر نر

پلنگ ژیان هست در رهگذر

به بیشه درون بچه شیر هست

همان نیزه و گُرز شمشیر هست

بگفت این و برداشت چاچی کمان

خروشان چو در بیشه شیر ژیان

به هر گوشه بر تیر باران گرفت

چو شیران کمین سواران گرفت

به جوشن درون دیو واژونه بود

نیامد از ارهنگ پیکانش زود

چو بر کبر او تیر یاری نکرد

به تیر و کمان استواری نکرد

کمان را به قربان نهان کرد و تیغ

برافروخت از برق چون تیره میغ

بدو اندر آمد ز روی ستیز

به دست اندرون تیغ چون برق تیز

چو ارهنگ دید او برآورد تیغ

تو گوئی که بد برق در دست میغ

به هم بربه کین تیغ تیز آختند

نبردی چو شیر ژیان ساختند

ز یکسوی خورشید و یکسوی دیو

به کیوان رسانده ز میدان غریو

تو گفتی که خورشید و آن دیو نر

زحل بود کرده قران با قمر

به تنگ اندر آمدش دیو دمند

ستمکاره ارهنگ پولادوند

یکی تیغ زد بر سر نامدار

چنان چونکه خورشید بر کوهسار

سر و ترک خورشید مینو برید

ز نارنج شنجرف بر گل دمید

ز مریخ خورشید چون زخم یافت

عنان را بپیچید بیرون شتافت

به لشکرگه آمد دمان و ستوه

بجوشید چون بحر زابل گروه

چه سام آنچنان دید برگاشت اسب

درآمد به میدان چه آذرگشسب

سر راه بر کرد ارهنگ بست

گران گُرزهٔ گاو پیکر به دست

ادامه‌ی شهریارنامه

  1. بخش ۸۸ - جواب نامه نوشتن زال زر به نزد زواره گویدجهان دیده زال این سخن چون شنید
  2. بخش ۸۹ - جنگ زوراه با ارهنگ دیو گویدزواره کمر بند را تنگ کرد
  3. بخش ۹۰ - نامه فرستادن زال زر به نزد ارده شیر و به مدد طلبیدن گویدچه از ساز آن باره پرداخت زال
  4. بخش ۹۱ - نامه فرستادن زال زر به نزد وزیر ارجاسب شاه گویدیکی نامه دیگر هم اندر شتاب
  5. بخش ۹۲ - آمدن ارهنگ به پای حصار سیستان و بیرون آمدن زال زر گویدکمر بند را کرد ارهنگ تنگ
  6. بخش ۹۳ - رزم زال زر با ارهنگ دیو و شکسته شدن ارهنگ گویدبغرید و بگرفت چرخ بلند
  7. بخش ۹۴ - گریختن ارهنگ از زال زر به جانب بلخ و رفتن گویدچو خورشید آمد ز بالا به شیب
  8. بخش ۹۵ - برون آمدن گودرز با چهار صد مرد جنگ آور به پای دار گویدابا چارصد مرد رزم آزمای
همه‌ی شهریارنامه ←

عثمان مختاری درباره‌ی عثمان مختاری

حکیم ابوعمر بهاءالدین عثمان بن عمر مختاری غزنوی شاعر و حماسه‌سرای برجسته دوره پایانی سده پنجم و دوره آغازین سده ششم هجری قمری بود. از زندگانی او دانسته‌های اندکی در دست است. تاریخ زاده شدن او را میان سال‌های ۴۵۷–۶۹ و درگذشت او را میان سال‌های ۵۱۲–۵۴۸ نوشته‌اند. مختاری در سرودن غزل و قصیده و رباعی و قطعه و ترکیبات و مثن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.