پرش به محتوای اصلی
عثمان مختاری عثمان مختاری

شهریارنامه

بخش ۹۳ - رزم زال زر با ارهنگ دیو و شکسته شدن ارهنگ گوید

بغرید و بگرفت چرخ بلند

به زه کرد واژونه دیو نژند

به زال سرافراز بارید تیر

بزد دست بر چرخ دستان پیر

کمان را ز قربان برآورد زال

برون آمد از ابر گوئی هلال

ز تیرش نه اندیشه آن پیر را

ز بیمش بلرزید دل شیر را

به ارهنگ مر تیر باران گرفت

هم ارهنگ رزم سواران گرفت

چه ترکش تهی کرد از تیر پیر

یکی تیر بر وی نشد جای گیر

که پنهان در آهن بدی پیکرش

ز سر تا به پا وز پا تا سرش

بزد دست بر دستهٔ گرز سام

جهان دیده دستان فرخنده کام

چو آمد به تنگ اندرش زال زر

بغرید و زد گرز کینش به سر

چنان کش سر و ترک بشکست خورد

سر گرز بر شانه دیو خورد

شد از گرز ارهنگ را شانه نرم

گریزان شد آن دم چه از شیر غرم

به لشکرگه خویش درتاخت دیو

ز مرد و زن آمد همانا غریو

که این پهلوان را چه بود از نبرد

که بگریخت از پیش این پیره مرد

سپاهش کشیدند از جنگ چنگ

نبد جای جنگ و مجال درنگ

چه دیدند شد رزم دستان درشت

ز دستان نمودند چون زال پشت

ز بس در همی تاخت دستان ستور

ازیشان همی گرگ را کرد مور

دلیران ز قلعه برون آمدند

بدان لشکر دیو واژون زدند

چکاچاک شمشیر برخاست سخت

فرو ریخت سر همچو برگ درخت

سر مرد در زیر پای ستور

ز بس کشته نایافته جای گور

ز بس خون که در دشت کین ریخت مرد

نه برخاست تا حشر از آن دشت گرد

زبس سر که شد سوده در زیر سم

بدی نعل پی را در آن دشت گم

ادامه‌ی شهریارنامه

  1. بخش ۹۵ - برون آمدن گودرز با چهار صد مرد جنگ آور به پای دار گویدابا چارصد مرد رزم آزمای
  2. بخش ۹۶ - نامه فرستادن لهراسپ به نزدیک گشتاسپ گویدیکی نامه در شهر شیراز شاه
  3. بخش ۹۷ - درخیانت بسرم و گشوده شدن شهر بلخ گویدشنیدم ز گوینده داستان
  4. بخش ۹۸ - گریختن لهراسپ از بلخ و گرفتار آمدن گودرز گویدچنین تا  ز که خور برآمد بلند
  5. بخش ۹۹ - رزم زن لهراسپ با ترکان گویدچه بانو چنان دید شد سوی کوه
  6. بخش ۱۰۰ - رسیدن طهماسپ برادر ارجاسپ و رزم او با لهراسپ گویدجهان گشت روشن چو از آفتاب
  7. بخش ۱۰۱ - رسیدن فرامرز از هندوستان و جنگ او با ترکان گویدز بس تیر بر جوشن شاه شیر
  8. بخش ۱۰۲ - کشتن فرامرز برادر گشتاسپ طهماسپ را گویدفرامرز چون دید بر گرد بور
همه‌ی شهریارنامه ←

عثمان مختاری درباره‌ی عثمان مختاری

حکیم ابوعمر بهاءالدین عثمان بن عمر مختاری غزنوی شاعر و حماسه‌سرای برجسته دوره پایانی سده پنجم و دوره آغازین سده ششم هجری قمری بود. از زندگانی او دانسته‌های اندکی در دست است. تاریخ زاده شدن او را میان سال‌های ۴۵۷–۶۹ و درگذشت او را میان سال‌های ۵۱۲–۵۴۸ نوشته‌اند. مختاری در سرودن غزل و قصیده و رباعی و قطعه و ترکیبات و مثن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.