پرش به محتوای اصلی
عثمان مختاری عثمان مختاری

شهریارنامه

بخش ۱۱۳ - دادن شهریار فرانک را به ارژنگ شاه گوید

یکی سخت پیمان کنون یاد دار

به یزدان کازو یافت گیتی قرار

که با شاه ناری دگر کینه پیش

مجویی دگر کینه از کم و بیش

فرانک بدو گفت فرمان تراست

که هستی سرافراز و کیهان تراست

مرآئینه حکمت آرید گفت

بدان تا به بینمش راز نهفت

چه آن آینه برد گنجور شاه

بدو چاره گر کرد یکسر به ماه

چه دل بودش ازکینه با چاره جفت

در آئینه اش عکس اندر نهفت

نه پیدا از آئینه شد روی او

که بادیو بد چاره بد خوی او

سپهبد بدانست راز نهفت

که با دیو دارد نهان رای جفت

بدو گفت که ای ریمن کج نهاد

ندارد دلت راستی هیچ یاد

فرانک چنین گفت با شهریار

که ای تختگاه تو چرخ چهار

به یزدان که چرخ و جهان آفرید

مه و مهر و هم جسم و جان آفرید

که کینه نجویم ز ارژنگ شاه

اگر بخشدم پهلوان سپاه

سپهدار کردش برون از کمند

ولی داشت از چاره اش دل نژند

سپه برنشاند آن زمان شاه نو

بسوی سراند آمد از راه خو

نشاندند وی را به مهمل چه ماه

برفتند گردان ارژنگ شاه

که ارژنگ آمد به سوی سراند

همه کوی و بازار آئین زدند

بدادند مه را به ارژنگ شاه

به آئین شاهان با عز و جاه

فرانک چه بانوی ارژنگ شد

شبستان ارژنگ اورنگ شد

به شهرسراندیب و هند و سراند

به فرمان ارژنگ شه زر زدند

چه شد ساخته کار هندوستان

سپهبد سپه برد زی سیستان

سر سال نو بود و نوروز ماه

که زی شهر ایران روان شد سپاه

سه ده ده هزار از دلیران کار

ز گردان درآمد بعرض شمار

سرافراز شنگاوه تیز چنگ

که با شیر جستی گه کینه جنگ

دگر گرد الماس زنگی بدی

که فیل افکن و شیر جنگی بدی

دگر نامور شاه جمهور بود

که در چنگ او شیر چون گور بود

دگر نامور زنگی زوش بود

که از نعره اش شیر بیهوش بود

ز فیلان جنگی هزار و دویست

که پشت زمین پایشان می شکست

چه مه بود در مهمل همچو نیل

دلارام و مهمل برافراز پیل

برآمد غونای و آوای کوس

شد از گرد گردان سپهر آبنوس

سپه چون به نزدیک دریا رسید

بزد بارگاه و فرود آرمید

ادامه‌ی شهریارنامه

  1. بخش ۱۱۵ - داستان جنگ لهراسپ با ارجاسپ گویددلارام را ماند اندر سراند
  2. بخش ۱۱۶ - دار زدن ارجاسپ گودرز پیر را گویددگر پور کشواد گودرز را
  3. بخش ۱۱۷ - نامه فرستادن زال زر به نزدیک ارجاسپ گویدچه خوابید در دخمه گودرز پیر
  4. بخش ۱۱۸ - پیدا شدن ابر تیره و بردن فرامرز گویدکه ناگاه ابری برآمد سیاه
  5. بخش ۱۱۹ - کشته شدن گرگوی و گرگین بدست ارهنگ و گرفتار شدن اردشیر بیژن گویدچه ارجاسپ آن دید سرکرد بور
  6. بخش ۱۲۰ - فرستادن ارجاسپ گرگوی گرگین و ارده شیر و پاس پرهیزگار را روئین حصار گویدچه شد ز آشیان فلک باز مهر
  7. بخش ۱۲۱ - زخم زدن ارهنگ بانو گشسپ را گویدچو آمد بر او تیر بارید چیر
  8. بخش ۱۲۲ - رسیدن شهریار به دربند چین و رزم او با منقاش چین گویدچه کشتیش آمد به دریای چین
همه‌ی شهریارنامه ←

عثمان مختاری درباره‌ی عثمان مختاری

حکیم ابوعمر بهاءالدین عثمان بن عمر مختاری غزنوی شاعر و حماسه‌سرای برجسته دوره پایانی سده پنجم و دوره آغازین سده ششم هجری قمری بود. از زندگانی او دانسته‌های اندکی در دست است. تاریخ زاده شدن او را میان سال‌های ۴۵۷–۶۹ و درگذشت او را میان سال‌های ۵۱۲–۵۴۸ نوشته‌اند. مختاری در سرودن غزل و قصیده و رباعی و قطعه و ترکیبات و مثن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.