پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۱

حسن را تکیه‌گه آن طرف کلاهست امروز

ناز را خواب گه سیاهست امروز

تا ز بالا و قدش درزند آتش به جهان

فتنه در رهگذرش چشم براهست امروز

بود بی‌زلفت اگر یوسف حسنی در چاه

به مدد کاری او بر لب چاهست امروز

کو دل و تاب کزان زلف و خط و خال سیاه

حسن را دغدغهٔ عرض سپاهست امروز

دوش عشق من ازو بود نهان وای به من

که بر آگاهیش آن چهره گواهست امروز

مهربان چرب زبان گرم نگه بود امشب

تندخو تلخ سخن تیز نگاهست امروز

محتشم پیک نظر دوش دوانید مرا

روز امید مرا شعلهٔ آهست امروز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۳ز عنبر آتش حسنت نکرده دود هنوز
  2. شمارهٔ ۳۱۴دل در بدن کباب و مرا دیده تر هنوز
  3. شمارهٔ ۳۱۵مردم و بر دل من باز غم یار هنوز
  4. شمارهٔ ۳۱۶ز دور یاسمنت سبزه سر نکرده هنوز
  5. شمارهٔ ۳۱۷ای در زمان خط تو بازار فتنه تیز
  6. شمارهٔ ۳۱۸بزم کین آرا و در ساغر می بیداد ریز
  7. شمارهٔ ۳۱۹عقل در میدان عشق آهسته می‌راند فرس
  8. شمارهٔ ۳۲۰با من از ابنای عالم دلبری مانده است و بس
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.