پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۹

دوش در بزمم گذر کرد آن مه مجلس فروز

روشنی بیرون نرفت از خانهٔ من تا به روز

دیشب از شست خیالش ناوکی خوردم به خواب

روز چون شد خورد بر جانم خدنگ سینه‌سوز

دیدمش در خواب کاتش می‌زند در خانه‌ام

چون شدم بیدار دیدم آه خود را خانه سوز

دوش گستاخانه زلفش را گرفتم در خیال

دستم از دهشت چو بید امروز می‌لرزد هنوز

هرکه آگاه از رموز عشق شد دیوانه گشت

محتشم گر عاقلی کس را میاموز این رموز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۱حسن را تکیه‌گه آن طرف کلاهست امروز
  2. شمارهٔ ۳۱۲به من که آتش عشقش نکرده دود هنوز
  3. شمارهٔ ۳۱۳ز عنبر آتش حسنت نکرده دود هنوز
  4. شمارهٔ ۳۱۴دل در بدن کباب و مرا دیده تر هنوز
  5. شمارهٔ ۳۱۵مردم و بر دل من باز غم یار هنوز
  6. شمارهٔ ۳۱۶ز دور یاسمنت سبزه سر نکرده هنوز
  7. شمارهٔ ۳۱۷ای در زمان خط تو بازار فتنه تیز
  8. شمارهٔ ۳۱۸بزم کین آرا و در ساغر می بیداد ریز
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.