پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۸

ناصحا از سر بالین من این پند ببر

خفته بیدار به افسانه نگردد هرگز

مرغ غم ترک دل ما نکند تا به ابد

جغد دلگیر ز ویرانه نگردد هرگز

ای مقیمانه درین دیر دو در کرده مقام

خیز کاین راهگذر خانه نگردد هرگز

یک دم ای شیخ خبر باش که جنت به جحیم

به دل از جرم دو پیمانه نگردد هرگز

همه جان گردد اگر آب و هوا در تن سرو

جانشین قد جانانه نگردد هرگز

محتشم چشم امید تو به این رشحهٔ رشگ

صدف آن در یک دانه نگردد هرگز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۰دوش سرگرم از وثاق آن کوکب گیتی فروز
  2. شمارهٔ ۳۱۱حسن را تکیه‌گه آن طرف کلاهست امروز
  3. شمارهٔ ۳۱۲به من که آتش عشقش نکرده دود هنوز
  4. شمارهٔ ۳۱۳ز عنبر آتش حسنت نکرده دود هنوز
  5. شمارهٔ ۳۱۴دل در بدن کباب و مرا دیده تر هنوز
  6. شمارهٔ ۳۱۵مردم و بر دل من باز غم یار هنوز
  7. شمارهٔ ۳۱۶ز دور یاسمنت سبزه سر نکرده هنوز
  8. شمارهٔ ۳۱۷ای در زمان خط تو بازار فتنه تیز
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.