پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۲۸ - صفت یار نیلگر گوید

نیلگر یاری و ز غم بر من

نیلگون کرده جهان یکسر

عارضین و رخان و انگشتانت

سمن است و گل است و نیلوفر

مزن آسیب دست بر عارض

که به خط ماند آن کبود اثر

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۳۰ - صفت یار هندسی گفتخورشید ملاحت است رویش
  2. شمارهٔ ۳۱ - در حق دلبر مؤذن گویدای بت کشمیر و سرو کشمر
  3. شمارهٔ ۳۲ - صفت یار خط برآوردهتا شد تمام منکسف آن آفتاب تو
  4. شمارهٔ ۳۳ - وصف دلدار و درد دیده اوخواهی که درد ناید بر چشمت
  5. شمارهٔ ۳۴ - عشق هم کیمیاگری داندآن دلفریب دلکش و آن دلربای دلبر
  6. شمارهٔ ۳۵ - سایبان کرده دلبر از پیکرخواهی کز آفتاب کنی سایه مر مرا
  7. شمارهٔ ۳۶ - صفات دلبر زرین کمرستای ماهروی لعبت جوزا کمر
  8. شمارهٔ ۳۷ - صفت دلبر دبستانیای یار دبستانی و دبستان
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.