پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۲۷ - صفت دلبر زرگر باشد

مه سنگین دلی ای مهر دلجوی

بت شیرین لبی ای یار زرگر

بدیدم زرگری شیرین نهادی

از آن کردم رخان خویش چون زر

مگر روزی دخان چون زر من

نهی جانا به سیمین عارضت بر

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۲۹ - صفت دلبر فقیه بودز روی خواهش گفتم بدان نگار که من
  2. شمارهٔ ۳۰ - صفت یار هندسی گفتخورشید ملاحت است رویش
  3. شمارهٔ ۳۱ - در حق دلبر مؤذن گویدای بت کشمیر و سرو کشمر
  4. شمارهٔ ۳۲ - صفت یار خط برآوردهتا شد تمام منکسف آن آفتاب تو
  5. شمارهٔ ۳۳ - وصف دلدار و درد دیده اوخواهی که درد ناید بر چشمت
  6. شمارهٔ ۳۴ - عشق هم کیمیاگری داندآن دلفریب دلکش و آن دلربای دلبر
  7. شمارهٔ ۳۵ - سایبان کرده دلبر از پیکرخواهی کز آفتاب کنی سایه مر مرا
  8. شمارهٔ ۳۶ - صفات دلبر زرین کمرستای ماهروی لعبت جوزا کمر
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.