پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۳۲ - صفت یار خط برآورده

تا شد تمام منکسف آن آفتاب تو

چون چرخ پر ستاره شد از اشک من کنار

آری چو آفتاب شود منکسف تمام

از چرخ کوکبان همه گردند آشکار

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۳۴ - عشق هم کیمیاگری داندآن دلفریب دلکش و آن دلربای دلبر
  2. شمارهٔ ۳۵ - سایبان کرده دلبر از پیکرخواهی کز آفتاب کنی سایه مر مرا
  3. شمارهٔ ۳۶ - صفات دلبر زرین کمرستای ماهروی لعبت جوزا کمر
  4. شمارهٔ ۳۷ - صفت دلبر دبستانیای یار دبستانی و دبستان
  5. شمارهٔ ۳۸ - صفت دلبر صیاد بودتو را ای چو آهو به چشم و به تگ
  6. شمارهٔ ۳۹ - صفت دلبر واعظ باشدای مزین شده به تو منبر
  7. شمارهٔ ۴۰ - در حق حاکم شهری باشدحکم تو بر هر دلی روان شده در شهر
  8. شمارهٔ ۴۱ - صفت یار کبوترباز استانس تو با کبوترست همه
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.