پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۳۷ - صفت دلبر دبستانی

ای یار دبستانی و دبستان

نادیده چو تو دلربا و دلبر

حوری و دبستان به تو مزین

ماهی و محلت به تو منور

از نور تو این گشته چرخ اعلا

وز فر تو آن گشته خلد اکبر

گاه گاه برند اوستاد خود را

بادام و شکر کودکان یکسر

او را تو همی از دو چشم و از لب

بادام بری هر زمان و شکر

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۳۹ - صفت دلبر واعظ باشدای مزین شده به تو منبر
  2. شمارهٔ ۴۰ - در حق حاکم شهری باشدحکم تو بر هر دلی روان شده در شهر
  3. شمارهٔ ۴۱ - صفت یار کبوترباز استانس تو با کبوترست همه
  4. شمارهٔ ۴۲ - صفت دلبر نایی گویدای دلکش و دلبند من فدیتک
  5. شمارهٔ ۴۳ - صفت دلبر معبر گفتای صنم گر معبری دانی
  6. شمارهٔ ۴۴ - صفت یار درودگر گفته استنزار و تافته گشتم بسان ساروی تو
  7. شمارهٔ ۴۵ - صفت دلبر چوگان باز استتازان درآمد از در میدانش
  8. شمارهٔ ۴۶ - سبل چشم خویش را گویدز بس که در غم هجرت ز دیده ریزم آب
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.