پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۳۹ - صفت دلبر واعظ باشد

ای مزین شده به تو منبر

خلق بر روی خوب تو نظار

یا مده خلق را تو چندین پند

یا دل من به بیهده مازار

ور همی کرد بایدت تذکیر

زلف رقاص و چشم مست مدار

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۴۱ - صفت یار کبوترباز استانس تو با کبوترست همه
  2. شمارهٔ ۴۲ - صفت دلبر نایی گویدای دلکش و دلبند من فدیتک
  3. شمارهٔ ۴۳ - صفت دلبر معبر گفتای صنم گر معبری دانی
  4. شمارهٔ ۴۴ - صفت یار درودگر گفته استنزار و تافته گشتم بسان ساروی تو
  5. شمارهٔ ۴۵ - صفت دلبر چوگان باز استتازان درآمد از در میدانش
  6. شمارهٔ ۴۶ - سبل چشم خویش را گویدز بس که در غم هجرت ز دیده ریزم آب
  7. شمارهٔ ۴۷ - در حق دلبر احول گفتهای دو زلفت چو ماه در آخر
  8. شمارهٔ ۴۸ - صفت یار فلسفی گویدبه علم فلسفه چندین چه نازی
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.