پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۴۱ - صفت یار کبوترباز است

انس تو با کبوترست همه

ننگری از هوس به چاکر خویش

هم به ساعت بر تو باز آید

هر کبوتر که رانی از بر خویش

رفتن و آمدن به نزد رهی

چون نیاموزی از کبوتر خویش

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۴۳ - صفت دلبر معبر گفتای صنم گر معبری دانی
  2. شمارهٔ ۴۴ - صفت یار درودگر گفته استنزار و تافته گشتم بسان ساروی تو
  3. شمارهٔ ۴۵ - صفت دلبر چوگان باز استتازان درآمد از در میدانش
  4. شمارهٔ ۴۶ - سبل چشم خویش را گویدز بس که در غم هجرت ز دیده ریزم آب
  5. شمارهٔ ۴۷ - در حق دلبر احول گفتهای دو زلفت چو ماه در آخر
  6. شمارهٔ ۴۸ - صفت یار فلسفی گویدبه علم فلسفه چندین چه نازی
  7. شمارهٔ ۴۹ - صفت دلبر طبال کندطبل از وصل تو چنان نالد
  8. شمارهٔ ۵۰ - در حق دلبر نقاش بودبخواست کاغذ و برداشت آن نگار قلم
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.