پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۳۶ - صفات دلبر زرین کمرست

ای ماهروی لعبت جوزا کمر

سیم است و زر به ماه و به جوزابر

امروز روز لهو و نشاط است خیز

پیش من آر باده و اندوه بر

زیرا چو مه به جوزا باشد بتا

روز نشاط باشد و لهو و بطر

ور خوش نیایدت کمر زر همی

دل ز آن مدار تنگ و غم آن مخور

کز پشت و روی اشک همی سازم

به ز آنکه هست پشتش طرف کمر

هرگز بود که گرد میانت یکی

آرم دو دست خود چو کمر سر به سر

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۳۸ - صفت دلبر صیاد بودتو را ای چو آهو به چشم و به تگ
  2. شمارهٔ ۳۹ - صفت دلبر واعظ باشدای مزین شده به تو منبر
  3. شمارهٔ ۴۰ - در حق حاکم شهری باشدحکم تو بر هر دلی روان شده در شهر
  4. شمارهٔ ۴۱ - صفت یار کبوترباز استانس تو با کبوترست همه
  5. شمارهٔ ۴۲ - صفت دلبر نایی گویدای دلکش و دلبند من فدیتک
  6. شمارهٔ ۴۳ - صفت دلبر معبر گفتای صنم گر معبری دانی
  7. شمارهٔ ۴۴ - صفت یار درودگر گفته استنزار و تافته گشتم بسان ساروی تو
  8. شمارهٔ ۴۵ - صفت دلبر چوگان باز استتازان درآمد از در میدانش
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.