پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۳۱ - در حق دلبر مؤذن گوید

ای بت کشمیر و سرو کشمر

ای حور دلارام و ماه دلبر

چون بتکده آزرست مسجد

از روی تو ای نگار آزر

ای دوست مؤذن تو را ز ایزد

بفزود از آنت زینت و فر

قدر تو نداند مؤذن تو

بی قدر بود به مسجد اندر

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۳۳ - وصف دلدار و درد دیده اوخواهی که درد ناید بر چشمت
  2. شمارهٔ ۳۴ - عشق هم کیمیاگری داندآن دلفریب دلکش و آن دلربای دلبر
  3. شمارهٔ ۳۵ - سایبان کرده دلبر از پیکرخواهی کز آفتاب کنی سایه مر مرا
  4. شمارهٔ ۳۶ - صفات دلبر زرین کمرستای ماهروی لعبت جوزا کمر
  5. شمارهٔ ۳۷ - صفت دلبر دبستانیای یار دبستانی و دبستان
  6. شمارهٔ ۳۸ - صفت دلبر صیاد بودتو را ای چو آهو به چشم و به تگ
  7. شمارهٔ ۳۹ - صفت دلبر واعظ باشدای مزین شده به تو منبر
  8. شمارهٔ ۴۰ - در حق حاکم شهری باشدحکم تو بر هر دلی روان شده در شهر
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.