پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۲۶ - صفت دلبر فیروزه فروش

کی خرند از تو فیروزه هرگز

چون ببینندت ای بدیع نگار

لب و دندان تو همی بینند

لعل خوشرنگ و لؤلؤ شهوار

هر چه فیروزه بایدت بفروش

شبه از بهر چشم زخم بدار

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۲۸ - صفت یار نیلگر گویدنیلگر یاری و ز غم بر من
  2. شمارهٔ ۲۹ - صفت دلبر فقیه بودز روی خواهش گفتم بدان نگار که من
  3. شمارهٔ ۳۰ - صفت یار هندسی گفتخورشید ملاحت است رویش
  4. شمارهٔ ۳۱ - در حق دلبر مؤذن گویدای بت کشمیر و سرو کشمر
  5. شمارهٔ ۳۲ - صفت یار خط برآوردهتا شد تمام منکسف آن آفتاب تو
  6. شمارهٔ ۳۳ - وصف دلدار و درد دیده اوخواهی که درد ناید بر چشمت
  7. شمارهٔ ۳۴ - عشق هم کیمیاگری داندآن دلفریب دلکش و آن دلربای دلبر
  8. شمارهٔ ۳۵ - سایبان کرده دلبر از پیکرخواهی کز آفتاب کنی سایه مر مرا
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.