پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۲۹ - صفت دلبر فقیه بود

ز روی خواهش گفتم بدان نگار که من

ز شادمانی درویشم ای بت دلبر

مرا نصیب زکوة لبان یاقوتین

بده که نیست ز من هیچ کس بدان حق تر

جواب داد که من فقه خوانده ام دانم

ز فقه واجب ناید زکوة بر گوهر

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۳۱ - در حق دلبر مؤذن گویدای بت کشمیر و سرو کشمر
  2. شمارهٔ ۳۲ - صفت یار خط برآوردهتا شد تمام منکسف آن آفتاب تو
  3. شمارهٔ ۳۳ - وصف دلدار و درد دیده اوخواهی که درد ناید بر چشمت
  4. شمارهٔ ۳۴ - عشق هم کیمیاگری داندآن دلفریب دلکش و آن دلربای دلبر
  5. شمارهٔ ۳۵ - سایبان کرده دلبر از پیکرخواهی کز آفتاب کنی سایه مر مرا
  6. شمارهٔ ۳۶ - صفات دلبر زرین کمرستای ماهروی لعبت جوزا کمر
  7. شمارهٔ ۳۷ - صفت دلبر دبستانیای یار دبستانی و دبستان
  8. شمارهٔ ۳۸ - صفت دلبر صیاد بودتو را ای چو آهو به چشم و به تگ
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.