پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۲۴ - در حق دلبر نوخط گفته

نیکوتری به چشم من از دولت

وز نعمت جوانی شیرین تر

ماهی و نور داده تو را ایزد

سروی و آب داده تو را کوثر

پرگار حسن بر رخ تو گشته

صد دایره فکنده بر آن رخ بر

بر مشک زده دایره را از آن

افتاده نقطه ای به میان اندر

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۲۶ - صفت دلبر فیروزه فروشکی خرند از تو فیروزه هرگز
  2. شمارهٔ ۲۷ - صفت دلبر زرگر باشدمه سنگین دلی ای مهر دلجوی
  3. شمارهٔ ۲۸ - صفت یار نیلگر گویدنیلگر یاری و ز غم بر من
  4. شمارهٔ ۲۹ - صفت دلبر فقیه بودز روی خواهش گفتم بدان نگار که من
  5. شمارهٔ ۳۰ - صفت یار هندسی گفتخورشید ملاحت است رویش
  6. شمارهٔ ۳۱ - در حق دلبر مؤذن گویدای بت کشمیر و سرو کشمر
  7. شمارهٔ ۳۲ - صفت یار خط برآوردهتا شد تمام منکسف آن آفتاب تو
  8. شمارهٔ ۳۳ - وصف دلدار و درد دیده اوخواهی که درد ناید بر چشمت
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.