پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۲۲ - صفت یار لشکری گوید

رفتی به جنگ و جز تو که دید ای صنم صنم

کو با هزار مرد مبارزه فره بود

باز آمدی مظفر و پیروز و روز نو

آری چو تو صنم همه جا روز به بود

لابد مظفر آید آن کس که گاه جنگ

از غمزگان و زلفش تیر و زره بود

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۲۴ - در حق دلبر نوخط گفتهنیکوتری به چشم من از دولت
  2. شمارهٔ ۲۵ - صفت یار برزگر گویدای به دو رخ بسان تازه بهار
  3. شمارهٔ ۲۶ - صفت دلبر فیروزه فروشکی خرند از تو فیروزه هرگز
  4. شمارهٔ ۲۷ - صفت دلبر زرگر باشدمه سنگین دلی ای مهر دلجوی
  5. شمارهٔ ۲۸ - صفت یار نیلگر گویدنیلگر یاری و ز غم بر من
  6. شمارهٔ ۲۹ - صفت دلبر فقیه بودز روی خواهش گفتم بدان نگار که من
  7. شمارهٔ ۳۰ - صفت یار هندسی گفتخورشید ملاحت است رویش
  8. شمارهٔ ۳۱ - در حق دلبر مؤذن گویدای بت کشمیر و سرو کشمر
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.