پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۲۰ - صفت دلبر ساقی باشد

عیش و نشاط و شادی و لهوست مرمرا

تا ساقی من آن بت حوری لقا کند

زهره ست و ماه باده و رویش به روشنی

زان هر دو نور مجلس ما پر ضیا کند

آری چو ماه و زهره به یک جا قران کنند

عیش و نشاط و شادی و لهو اقتضا کند

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۲۲ - صفت یار لشکری گویدرفتی به جنگ و جز تو که دید ای صنم صنم
  2. شمارهٔ ۲۳ - صفت دلبر صوفی مذهبگفتم چرا نسازی با من تو
  3. شمارهٔ ۲۴ - در حق دلبر نوخط گفتهنیکوتری به چشم من از دولت
  4. شمارهٔ ۲۵ - صفت یار برزگر گویدای به دو رخ بسان تازه بهار
  5. شمارهٔ ۲۶ - صفت دلبر فیروزه فروشکی خرند از تو فیروزه هرگز
  6. شمارهٔ ۲۷ - صفت دلبر زرگر باشدمه سنگین دلی ای مهر دلجوی
  7. شمارهٔ ۲۸ - صفت یار نیلگر گویدنیلگر یاری و ز غم بر من
  8. شمارهٔ ۲۹ - صفت دلبر فقیه بودز روی خواهش گفتم بدان نگار که من
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.