پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۱۲ - صفت دلبر کشتی گیرست

ای دلارام یار کشتی گیر

سینه تو ز سنگ آکنده ست

هر تنی کش برت زده ست آسیب

همچو مارش ز هم پراکنده ست

که تواندت بر زمین افکند

ماه را بر زمین که افکنده ست

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۱۴ - در حق دلبر خباز بگفتآنکه او بر دکان ز بس خوبی
  2. شمارهٔ ۱۵ - صفت یار گنگ می گویدهر گه که آن نگار شکر لب کند حدیث
  3. شمارهٔ ۱۶ - صفت یار خوش آواز کندبه نغمه خوش داودی و از آن آوا
  4. شمارهٔ ۱۷ - در حق یار رگ زده گویدچو راست گشت بر اکحلش نشتر فصاد
  5. شمارهٔ ۱۸ - در حق دلبر نحوی گویدمن دوش بپرسیدم بر وجه یقینت
  6. شمارهٔ ۱۹ - در حق دلبر شاعر گفتهشاعری تو مدار روی گران
  7. شمارهٔ ۲۰ - صفت دلبر ساقی باشدعیش و نشاط و شادی و لهوست مرمرا
  8. شمارهٔ ۲۱ - صفت یار با خط و خال استای نگاری که ز خوبی رخت
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.