پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۱۴ - در حق دلبر خباز بگفت

آنکه او بر دکان ز بس خوبی

همچو خورشید بر سپهر آمد

شد فراز تنور چون دل من

باد و مه رفت و باد و مهر آمد

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۱۶ - صفت یار خوش آواز کندبه نغمه خوش داودی و از آن آوا
  2. شمارهٔ ۱۷ - در حق یار رگ زده گویدچو راست گشت بر اکحلش نشتر فصاد
  3. شمارهٔ ۱۸ - در حق دلبر نحوی گویدمن دوش بپرسیدم بر وجه یقینت
  4. شمارهٔ ۱۹ - در حق دلبر شاعر گفتهشاعری تو مدار روی گران
  5. شمارهٔ ۲۰ - صفت دلبر ساقی باشدعیش و نشاط و شادی و لهوست مرمرا
  6. شمارهٔ ۲۱ - صفت یار با خط و خال استای نگاری که ز خوبی رخت
  7. شمارهٔ ۲۲ - صفت یار لشکری گویدرفتی به جنگ و جز تو که دید ای صنم صنم
  8. شمارهٔ ۲۳ - صفت دلبر صوفی مذهبگفتم چرا نسازی با من تو
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.