پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۱۶ - صفت یار خوش آواز کند

به نغمه خوش داودی و از آن آوا

دلم چو مرغ به نغمه بر تو روی نهاد

سزد که نرم کنی بر من آهنین دل خود

که نرم کردی داود آهن و پولاد

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۱۸ - در حق دلبر نحوی گویدمن دوش بپرسیدم بر وجه یقینت
  2. شمارهٔ ۱۹ - در حق دلبر شاعر گفتهشاعری تو مدار روی گران
  3. شمارهٔ ۲۰ - صفت دلبر ساقی باشدعیش و نشاط و شادی و لهوست مرمرا
  4. شمارهٔ ۲۱ - صفت یار با خط و خال استای نگاری که ز خوبی رخت
  5. شمارهٔ ۲۲ - صفت یار لشکری گویدرفتی به جنگ و جز تو که دید ای صنم صنم
  6. شمارهٔ ۲۳ - صفت دلبر صوفی مذهبگفتم چرا نسازی با من تو
  7. شمارهٔ ۲۴ - در حق دلبر نوخط گفتهنیکوتری به چشم من از دولت
  8. شمارهٔ ۲۵ - صفت یار برزگر گویدای به دو رخ بسان تازه بهار
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.