پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۱۲۷ - توسل

ای به تو برپای شهریاری

وی به تو بر جای پادشایی

این ز پی کدیه می نگویم

نیست مرا عادت گدایی

جان و دل اندر ثنات بستم

تا فرجم را دری گشایی

زآنکه تو در هر چه رای کردی

با فلک سخت سر برآیی

خوب خصالی گزیده فعلی

میمون لفظی خجسته رایی

جاه تو آرد همی بلندی

کار تو دارد همی روایی

جان روان را همی بکوشم

تا دهدم روز روشنایی

بندگی خویش کرد باید

زانکه نکردست کس خدایی

خلق جهان را فرا نمایم

گر تو عنایت فرا نمایی

ارجو تا آسمان بپاید

روشن و عالی چو او بپایی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۲۹ - مدیح خواجه ابوالفتحاین دو شغل برید و عرض به تو
  2. شمارهٔ ۱۳۰ - فرامش گشت رسم شادمانیبر آن افراخته کوهم که گویی
  3. شمارهٔ ۱۳۱ - مرثیت یکی از سخنورانگفتم تو مرا مرثیت کنی
  4. شمارهٔ ۱۳۲ - آفت مردمی پشیمانی استما به هر مجلسی ز تو زده ایم
  5. شمارهٔ ۱۳۳ - ای خروسای خروس ایچ ندانم چه کسی
  6. شمارهٔ ۱۳۴ - خطاب به روزن زندانای دلارای روزن زندان
  7. شمارهٔ ۱۳۵ - سخن بی تکلفای بد از نیک فرق کرده بسی
  8. شمارهٔ ۱۳۶ - شکر مر او را که نه ای زشت رویعین زمانی تو به تدبیر و رای
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.