پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۱۲۹ - مدیح خواجه ابوالفتح

این دو شغل برید و عرض به تو

یافته خرمی و زیبایی

روی این را همه بیفروزی

صدر آن را همه بیارایی

چون پدید آمدی تو بر هر کس

چون که بر من پدید می نایی

در حق کار من کجا کردی

آن شگرفی و آن نکورایی

مهتر چرخ همتی ز چه رو

همت مهترانه ننمایی

چه گماری حسود را بر من

که شدم زین زحیر سودایی

خنده ها می زند به خوش منشی

طنزها می کند به رعنایی

زیبدت گر کنی چرا نکنی

داری اصل و جمال و برنایی

هر چه خواهی همی توانی کرد

دستگه داری و توانایی

تو مرا چون که شادمان نکنی

کاسمان جاه و مشتری رایی

خشک رودی چرا کنی بر من

چون تو را هست خوی دریایی

اصل فتحی بلی که بوالفتحی

کارک من چرا به نگشایی

آن رشیدی رشید را مطلق

آنچه می بایدم بفرمایی

از تنم بار رنج برداری

وز دلم زنگ ننگ بزدایی

دفتر نظم را که پیش منست

بابی از مدح خود درافزایی

من به اقبال تو برآسایم

تو ز گفتار من برآسایی

شکر من شکر یک جهان انگار

که منم یک جهان به تنهایی

دولت اهل فضل بر جایست

تا تو در دولتی و بر جایی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۳۱ - مرثیت یکی از سخنورانگفتم تو مرا مرثیت کنی
  2. شمارهٔ ۱۳۲ - آفت مردمی پشیمانی استما به هر مجلسی ز تو زده ایم
  3. شمارهٔ ۱۳۳ - ای خروسای خروس ایچ ندانم چه کسی
  4. شمارهٔ ۱۳۴ - خطاب به روزن زندانای دلارای روزن زندان
  5. شمارهٔ ۱۳۵ - سخن بی تکلفای بد از نیک فرق کرده بسی
  6. شمارهٔ ۱۳۶ - شکر مر او را که نه ای زشت رویعین زمانی تو به تدبیر و رای
  7. شمارهٔ ۱۳۷ - وصف طبیعتگفتم چو فرو شد آفتاب از که
  8. شمارهٔ ۱۳۸ - گوشت قربانعاقبت یار عاشقان آخر
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.