پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۱۳۱ - مرثیت یکی از سخنوران

گفتم تو مرا مرثیت کنی

خویشان مرا تعزیت کنی

فرزند مرا چون برادران

در هر هنری تربیت کنی

یابی به جهان عمر تا که قاف

تا قاف پر از قافیت کنی

شاهان جهان را به مدح ها

هر جنس بسی تهنیت کنی

عمال خرد را ز طبع و دل

ترتیب نهی تمشیت کنی

جان را و روان را به فضل و عقل

تیمارکش تقویت کنی

میدان سخن را به نظم و نثر

بر باره نیکو شیت کنی

در عالم دانش به سعی فهم

طاعت همه بی معصیت کنی

کی بود گمانم کز این جهان

بی زاد به رفتن نیت کنی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۳۳ - ای خروسای خروس ایچ ندانم چه کسی
  2. شمارهٔ ۱۳۴ - خطاب به روزن زندانای دلارای روزن زندان
  3. شمارهٔ ۱۳۵ - سخن بی تکلفای بد از نیک فرق کرده بسی
  4. شمارهٔ ۱۳۶ - شکر مر او را که نه ای زشت رویعین زمانی تو به تدبیر و رای
  5. شمارهٔ ۱۳۷ - وصف طبیعتگفتم چو فرو شد آفتاب از که
  6. شمارهٔ ۱۳۸ - گوشت قربانعاقبت یار عاشقان آخر
  7. شمارهٔ ۱۳۹ - در مدح سیف الدوله محمودشها خورشید کیهانی چراغ آل محمودی
  8. شمارهٔ ۱۴۰ - شکرانمهترا از بزرگی آن کردی
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.