پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۱۲۸ - مدح خواجه ابوالقاسم

ای قلم دست خواجه را شایی

که بر آن دست نامدار شوی

در کف همچو ابر بوالقاسم

تو همی ابر تندبار شوی

درج او نوبهار گردد و تو

دایه بال و نوبهار شوی

پرنگاری و چون شدی افکار

تیز سیر و سخن نگار شوی

گاه در مرغزار عاج ایی

گاه در آبگاه قار شوی

شب شوی گاه و گاه گردی روز

گل شوی گاه و گاه خوار شوی

بند بر پای داری و گه گاه

همچو محبوس در حصار شوی

دیو وارون شود نهان که تو باز

چون شهاب از وی آشکار شوی

آن کمر بند لعبتی که همی

خدمت ملک را به کار شوی

تیغ بی رحمت است سخت و تو باز

رحمت آری که کامگار شوی

ملک را پایگاه چرخ و همی

چون تو با تیغ دستیار شوی

بر عدو نیک تیز خشمی تو

بر ولی سخت بردبار شوی

از برای فروغ خاطر شاه

معدن در شاهوار شوی

چون تو را دست خواجه بردارد

بر همه عز و افتخار شوی

خلق را در هنر پیاده کنی

چون بر انگشت او سوار شوی

یادگار زمانه باد و مباد

که ز دستش تو یادگار شوی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۳۰ - فرامش گشت رسم شادمانیبر آن افراخته کوهم که گویی
  2. شمارهٔ ۱۳۱ - مرثیت یکی از سخنورانگفتم تو مرا مرثیت کنی
  3. شمارهٔ ۱۳۲ - آفت مردمی پشیمانی استما به هر مجلسی ز تو زده ایم
  4. شمارهٔ ۱۳۳ - ای خروسای خروس ایچ ندانم چه کسی
  5. شمارهٔ ۱۳۴ - خطاب به روزن زندانای دلارای روزن زندان
  6. شمارهٔ ۱۳۵ - سخن بی تکلفای بد از نیک فرق کرده بسی
  7. شمارهٔ ۱۳۶ - شکر مر او را که نه ای زشت رویعین زمانی تو به تدبیر و رای
  8. شمارهٔ ۱۳۷ - وصف طبیعتگفتم چو فرو شد آفتاب از که
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.