پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۱۲۶ - مدح عبدالحمید بن احمد

ای فلک ار جای فرشته شدی

چند از این عادت اهریمنی

هر چه خوری از نفس من خوری

وآنچه زنی بر جگر من زنی

خون رود از دیده من روز و شب

تا که به سوزنش همی آژنی

ای دل سوزنده مگر آتشی

وی تن تابدیده مگر آهنی

از تو بدردم که همی نفسری

وز تو برنجم که همی نشکنی

تا نکند صاحب یاری مرا

کم نکند چرخ فلک ریمنی

صدر همه عالم عبدالحمید

آن به محل عالی و دولت سنی

نیست جدا خاطر او از هنر

نیست ز خورشید جدا روشنی

از همه کافی و ننازد به فخر

وز همه بی مثل و نیارد منی

گیتی بی او ندهد خرمی

گردون با او نکند توسنی

ای به هنر چرخ و به رای آفتاب

سایه همی بر سر خلق افکنی

فکرت اسرار فلک را دلی

قوت اقبال جهان را تنی

رایت مجدست که می برکشی

بیخ نیازست که می برکنی

هر چه جهان کرد همه یک زمان

ممکن باشد که تو بپراکنی

از پس یزدان جهان آفرین

در همه احوال امید منی

تا چو دلیری نبود بد دلی

تا چو فصیحی نبود الکنی

معدن هر دولت صدر تو باد

زآنکه تو هر دانش را معدنی

حشمت تو باقی و دولت بلند

دولت تو صافی و نعمت هنی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۲۸ - مدح خواجه ابوالقاسمای قلم دست خواجه را شایی
  2. شمارهٔ ۱۲۹ - مدیح خواجه ابوالفتحاین دو شغل برید و عرض به تو
  3. شمارهٔ ۱۳۰ - فرامش گشت رسم شادمانیبر آن افراخته کوهم که گویی
  4. شمارهٔ ۱۳۱ - مرثیت یکی از سخنورانگفتم تو مرا مرثیت کنی
  5. شمارهٔ ۱۳۲ - آفت مردمی پشیمانی استما به هر مجلسی ز تو زده ایم
  6. شمارهٔ ۱۳۳ - ای خروسای خروس ایچ ندانم چه کسی
  7. شمارهٔ ۱۳۴ - خطاب به روزن زندانای دلارای روزن زندان
  8. شمارهٔ ۱۳۵ - سخن بی تکلفای بد از نیک فرق کرده بسی
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.