پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

چون تافت بر دل من پرتو جمال حبیب

بدید دیده جان حسن بر کمال حبیب

چه التفات بلذات کائنات کند

کسی که یافت دمی لذت وصال حبیب

بدام و دانه عالم کجا فرود آید

دلی که گشت گرفتار زلف و خال حبیب

خیال ملک دو عالم نیاورد بخیال

سری که نیست دمی خاای از خیال حبیب

حبیب را نتوان یافت در دو کَون مثال

اگر چه هر دو جهان هست بر مثال حبیب

درون من نه چنان از حبیب مملو شد

که گر حبیب در آید بود مجال حبیب

بدانصفت دل و جان از حبیب پر شده است

که از حبیب ندارم نظر بحال حبیب

چه احتیاج بود دیده را به حسن برون

چو در درون متجلی شود جمال حبیب

ز مشرق دلت چه کرد طلوع

هزار بدر برفت از نظر هلال حبیب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴مرا که لعل لبت ساقی است و جام شراب
  2. شمارهٔ ۱۵ای صفات بیکران تو طلسم گنج ذات
  3. شمارهٔ ۱۶ای روی تو مهر و کَون ذرات
  4. شمارهٔ ۱۷ای صفاتت حجاب چهره ذات
  5. شمارهٔ ۱۸ای کائنات ذات ترا مظهر صفات
  6. شمارهٔ ۱۹ای از دو جهان نهان عیان کیست
  7. شمارهٔ ۲۰ور هزاران جام گوناگون شرابی بیش نیست
  8. شمارهٔ ۲۱مهر سر گشته کافتاب کجاست
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.