پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

ای بلبل جان چونی اندر قفس تن‌ها

تا چند درین تنها مانی تو تن تنها

ای بلبل خوش‌الحان زان گلشن و زان بستان

چون بود که افتادی ناگاه به کلجن‌ها

گویی که فراموشت گردیده درین گلخن

آن روضه و آن گلشن و آن سنبل و سوسن‌ها

بشکن قفس تن را پس تنتن‌تن‌گویان

از مرتبه گلخن بخرام به گلشن‌ها

مرغان هم‌آوازت مجموع ازین گلخن

پرنده به گلشن شد بگرفته نشیمن‌ها

در پیش دام و دد معوا نتوان کردن

زین جای مخوف ای جان رو جانب مامن‌ها

ای طایر افلاکی در دام تن خاکی

از بهر دو سه دانه وامانده خرمن‌ها

باری چو نمی‌یاری بیرون شدن از قالب

بر منظره‌اش بنشین بگشاده روزن‌ها

ای مغربی مسکین اینجا چه شوی ساکن

کآنجاست برای تو پرداخته مشکن‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳ای کرده متجلی رخت از دیده هر خوب
  2. شمارهٔ ۱۴مرا که لعل لبت ساقی است و جام شراب
  3. شمارهٔ ۱۵ای صفات بیکران تو طلسم گنج ذات
  4. شمارهٔ ۱۶ای روی تو مهر و کَون ذرات
  5. شمارهٔ ۱۷ای صفاتت حجاب چهره ذات
  6. شمارهٔ ۱۸ای کائنات ذات ترا مظهر صفات
  7. شمارهٔ ۱۹ای از دو جهان نهان عیان کیست
  8. شمارهٔ ۲۰ور هزاران جام گوناگون شرابی بیش نیست
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.