پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

ساقیا! پیش آر جامِ با صفای خویش را

روی ما بین و به ما ده رونمای خویش را

کف چو گنبدها کند هر دم صلای نوش کو

تا ز هر گنبد صدا یابی صلای خویش را

کبک رفتارا! یکی بخرام و پا بر لاله سای

بی حنا کن لعل پای لاله‌سای خویش را

دی شدی در باغ و گل از بهر گَرد افشاندنت

کرد صد پر کاله دامان قبای خویش را

هر طرف بهر مبارک باد نوروز بهار

می‌فرستد گل به کف کرده صبای خویش را

کبک کهساری! برو ای لاله، بر هر تیغ کوه

گام چندان زد که پر خون کرد پای خویش را

یک دم امروز از چمن ما را به مجلس راه ده

تا ستانیم از تو جام با صفای خویش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰بهار آمد و سبزه نو شد به جوها
  2. شمارهٔ ۱۰۱ای از مژه تو رخنه در جان‌ها
  3. شمارهٔ ۱۰۲باشد آن روزی که بینم غمگسار خویش را
  4. شمارهٔ ۱۰۳ای بی تو گلهای چمن شسته به خون رخسارها
  5. شمارهٔ ۱۰۴اشکم برون می افگند راز از درون پرده را
  6. شمارهٔ ۱۰۵بگشاد صبح عید ز رخ چون نقاب را
  7. شمارهٔ ۱۰۶شبی دیدم چو مه بر بام او را
  8. شمارهٔ ۱۰۷رخ چو عید تو دل برد بهر قربان را
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.