پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

بهار آمد و سبزه نو شد به جوها

عروسان بستان گشادند روها

گل کوزه بر شاخ می گوید اینک

که کوزه ز ما و ز مستان سبوها

چو گشت آبها شیشه گر گفت بلبل

قواریر من فضت قدروها

نگوید ز آزادگی هیچ سوسن

چو بلبل ز مستی کند گفت و گوها

ازین پس پیاله به کف خوبرویان

خرامنده بینی به لبهای جوها

به هر شاخ غنچه دهن باز کرده

ز خوبان فرو می خورد آرزوها

معطر ازان می کند گل چمن را

کش از نظم خسرو ذخیره ست بوها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲باشد آن روزی که بینم غمگسار خویش را
  2. شمارهٔ ۱۰۳ای بی تو گلهای چمن شسته به خون رخسارها
  3. شمارهٔ ۱۰۴اشکم برون می افگند راز از درون پرده را
  4. شمارهٔ ۱۰۵بگشاد صبح عید ز رخ چون نقاب را
  5. شمارهٔ ۱۰۶شبی دیدم چو مه بر بام او را
  6. شمارهٔ ۱۰۷رخ چو عید تو دل برد بهر قربان را
  7. شمارهٔ ۱۰۸ای خط خوش از مشک تر انگیخته مه را
  8. شمارهٔ ۱۰۹باز برقع بر رخ چون ماه بربستی نقاب
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.