پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

رخ چو عید تو دل برد بهر قربان را

ازین نشاط به یکجا دو عید شد جان را

مرا تو عیدی و از انتظار تو امشب

به دیده آب نبود این دو طفل گریان را

قدم به تهنیت عید رنجه فرمودی

اگر نه من کنم اظهار درد پنهان را

دولب مبند یک امشب به روی من مست

شکر فروش به شبهای عید دکان را

اگر سخن نکنی، گوش کن که می گوید

ز دل خسته جان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹باز برقع بر رخ چون ماه بربستی نقاب
  2. شمارهٔ ۱۱۰روز عید است به من ده می نابی چو گلاب
  3. شمارهٔ ۱۱۱زاد چون از صبح روشن آفتاب
  4. شمارهٔ ۱۱۲قندی‌ست آتشین‌رو، شمعی‌ست انگبین‌لب
  5. شمارهٔ ۱۱۳می‌ریزد از تری ز تو، ای جان فزای، آب
  6. شمارهٔ ۱۱۴ای نازنین که ماه منی امشب
  7. شمارهٔ ۱۱۵زهی نموده ازان زلف و عارض و رخ خوب
  8. شمارهٔ ۱۱۶چه آفت ست نمی دانم این به زیر نقاب
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.