پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

روز عید است به من ده می نابی چو گلاب

که ازان جام شود تازه ام این جان خراب

جان من از هوس آن، به لب آمد اکنون

به لب آرم قدح و جان نهم اندر شکراب

روزه داری که گشادی ز لبش نکهت مشک

این زمان در دهنش نیست مگر بوی شراب

آنکه خیزان و فتان بود به مسجد زین پیش

هست در میکده خیزان و فتان مست و خراب

دف که او گرد نمی گشت به دور مجلس

می رود دور کنان جانب مجلس بشتاب

می حلال است کنون خاصه که از دست حریف

در قدح می چکد آب نمک آلود کباب

ساقیا، نوش چنان کن که صدا باز دهد

بر سر شارع می گنبد سیمین حباب

هر که را بوی گل و می به دماغ است او را

آن دماغیست که دیگر نکند بوی گلاب

بنده خسرو به دعای تو که آن حبل متین

دست همت زد و پیچید طناب اطناب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲قندی‌ست آتشین‌رو، شمعی‌ست انگبین‌لب
  2. شمارهٔ ۱۱۳می‌ریزد از تری ز تو، ای جان فزای، آب
  3. شمارهٔ ۱۱۴ای نازنین که ماه منی امشب
  4. شمارهٔ ۱۱۵زهی نموده ازان زلف و عارض و رخ خوب
  5. شمارهٔ ۱۱۶چه آفت ست نمی دانم این به زیر نقاب
  6. شمارهٔ ۱۱۷اگر به گوشه نشینان نماید آن رخ خوب
  7. شمارهٔ ۱۱۸ای تمامی خواب من برده ز چشم نیم خواب
  8. شمارهٔ ۱۱۹ماهرویا، به خون من مشتاب
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.