پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

اگر به گوشه نشینان نماید آن رخ خوب

به غمزه دل بر باید ز سالک مجذوب

بلای مردم اهل نظر بود چشمت

به ناز اگر به در آیی ز مکتب، ای محبوب

دهان یار نیاید رقیب را در چشم

که خرده بین نبود هیچ دیده معیوب

فراق روی چو تو یوسفی کسی داند

که روشنش شود آب دو دیده یعقوب

چو نامه تو گشایم شود پر آبم چشم

به هیچ رو نتوانم که خوانم آن مکتوب

مرنج اگر نبود در خورت کباب دلم

تو میهمان عزیزی و هست این مرغوب

کشد برای تو خسرو جفای مدعیان

که بهر دوست ز کرمان جفا کشد ایوب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹ماهرویا، به خون من مشتاب
  2. شمارهٔ ۱۲۰ای ز تو خورشید چرخ در مرض تف و تاب
  3. شمارهٔ ۱۲۱شکرت را شد اگر چه سپه موران مرکب
  4. شمارهٔ ۱۲۲ای ترا در دیده من جای خواب
  5. شمارهٔ ۱۲۳ای دل وامانده، خیز، ره سوی جانان طلب
  6. شمارهٔ ۱۲۴ای ترک کمان ابرو، من کشته ابرویت
  7. شمارهٔ ۱۲۵امشب شب من نور ز مهتاب دگر داشت
  8. شمارهٔ ۱۲۶تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.