پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰

ای ز تو خورشید چرخ در مرض تف و تاب

از من تاریک روز، طلعت روشن متاب

چشمه خورشید را آب نباشد دگر

چون تو ز تف هوا خوی کنی، ای آفتاب

زلف تو کژ پیچ پیچ، هر سر موی کژت

کژ بنشیند، ولیک راست نگوید جواب

بسته زلف تو گشت روی دل من سیاه

گور من آباد کرد خانه چشمم خراب

چند به وهم و خیال از لب تو چاشنی

کام چه شیرین کند خوردن حلوا به خواب

من ز خیال لبت نیستم آگه ز خویش

مستی نقدم نگر نسیه چو بینی شراب

بر من و رسواییم، گر تو کنی خنده ای

بس بودم از لبت تا بود این فتح باب

جان به فدای رخی کش چو نظاره کنی

صبر نگیرد قرار، عمر نجوید شتاب

دست نشوید ز تو خسرو اگر چه ز عشق

از پی یا شستنت خون دل من شد آب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲ای ترا در دیده من جای خواب
  2. شمارهٔ ۱۲۳ای دل وامانده، خیز، ره سوی جانان طلب
  3. شمارهٔ ۱۲۴ای ترک کمان ابرو، من کشته ابرویت
  4. شمارهٔ ۱۲۵امشب شب من نور ز مهتاب دگر داشت
  5. شمارهٔ ۱۲۶تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت
  6. شمارهٔ ۱۲۷بی شاهد رعنا به تماشا نتوان رفت
  7. شمارهٔ ۱۲۸افسوس ازین عمر که بر باد هوا رفت
  8. شمارهٔ ۱۲۹تا بر سر بازار به مستی قدمش رفت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.