پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

ماهرویا، به خون من مشتاب

کشتن عاشقان که دید صواب

چشمت، ار خون من بریخت چه شد

ترک با تیغ بود مست و خراب

تا گل از شرم رویت آب شود

یک زمان برفگن ز چهره نقاب

مثل خود در جهان کجا بینی

گه در آیینه بنگری گه در آب

آرزو می کند مرا با تو

گوشه خلوت و شراب و کباب

وین تمناست در سرم همه عمر

زین هوس چشم من نگیرد خواب

وز غم روی شاهدان ما را

تا به کی پند می دهند اصحاب

هر که دعوی کند ز خوبان صبر

نشنود کل مدع کذاب

چه ملامت کنید خسرو را

فاتقوالله یا اولی الالباب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱شکرت را شد اگر چه سپه موران مرکب
  2. شمارهٔ ۱۲۲ای ترا در دیده من جای خواب
  3. شمارهٔ ۱۲۳ای دل وامانده، خیز، ره سوی جانان طلب
  4. شمارهٔ ۱۲۴ای ترک کمان ابرو، من کشته ابرویت
  5. شمارهٔ ۱۲۵امشب شب من نور ز مهتاب دگر داشت
  6. شمارهٔ ۱۲۶تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت
  7. شمارهٔ ۱۲۷بی شاهد رعنا به تماشا نتوان رفت
  8. شمارهٔ ۱۲۸افسوس ازین عمر که بر باد هوا رفت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.