پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

چه آفت ست نمی دانم این به زیر نقاب

که تا نمود نمود آنچه، سینه گشت خراب

تو رخ بپوشی که از هفت پرده بنماید

چو آفتاب فروزنده از چهارنقاب

تو زلف را ز کله بشکنی عجب نبود

که دل به لنگر خورشید پروره به نقاب

مرا از ابروی تو شبه حسی رود به نماز

که سجده می کنیم و صورت ماست در محراب

تو می کشی و کسی را که می شود بیهوش

ذبیحه را چه خبر تا چه می کند قصاب

مرا که سوخته گشتم ز آفتاب رخت

ازان لب ار بتوانی، به شربتی دریاب

ولی سوال مرا در جواب می لنگی

مر که در شکر آلوده گشت پای دناب

شتاب می کندم عمر در فراق مکوش

ترا که از پس عمری بدیده ام مشتاب

چه سحرها که به مدح تو کرده ام پیدا

که خسرو اسفنم خوانده ای اولوالالباب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸ای تمامی خواب من برده ز چشم نیم خواب
  2. شمارهٔ ۱۱۹ماهرویا، به خون من مشتاب
  3. شمارهٔ ۱۲۰ای ز تو خورشید چرخ در مرض تف و تاب
  4. شمارهٔ ۱۲۱شکرت را شد اگر چه سپه موران مرکب
  5. شمارهٔ ۱۲۲ای ترا در دیده من جای خواب
  6. شمارهٔ ۱۲۳ای دل وامانده، خیز، ره سوی جانان طلب
  7. شمارهٔ ۱۲۴ای ترک کمان ابرو، من کشته ابرویت
  8. شمارهٔ ۱۲۵امشب شب من نور ز مهتاب دگر داشت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.