پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

قندی‌ست آتشین‌رو، شمعی‌ست انگبین‌لب

ماه سپهرکسوت، مهر هلال‌غبغب

قطران مشک و خالش از مُشک و گل مُسَلسَل

کافور آب و خاکش از شیر و می مرکب

ترک جهان‌فروزش گنجی ز نیمروزش

موی طلسم‌سوزش مارِ مُسَلسَل از شب

گر پاسبانی وی در برج مه نبودی

سعد زمین گرفتی از وی وبال کوکب

خسرو ز شوق لعلش تا چند سوزی آخر

باری دمی برون آی از سوزش تب شب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴ای نازنین که ماه منی امشب
  2. شمارهٔ ۱۱۵زهی نموده ازان زلف و عارض و رخ خوب
  3. شمارهٔ ۱۱۶چه آفت ست نمی دانم این به زیر نقاب
  4. شمارهٔ ۱۱۷اگر به گوشه نشینان نماید آن رخ خوب
  5. شمارهٔ ۱۱۸ای تمامی خواب من برده ز چشم نیم خواب
  6. شمارهٔ ۱۱۹ماهرویا، به خون من مشتاب
  7. شمارهٔ ۱۲۰ای ز تو خورشید چرخ در مرض تف و تاب
  8. شمارهٔ ۱۲۱شکرت را شد اگر چه سپه موران مرکب
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.