پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

باز مدار، ای پسر، غمزه نیم خواب را

تا نبرد به جادویی جان و دل خراب را

از پی نقل مجلست هست بر آتشم جگر

چاشنیی نمی کنی گوشه این کباب را

از مه و مشتری چرا دست نشوید آسمان

کاب بریخت روی تو چشمه آفتاب را

دوش به خواب گوییم در بر من نشسته ای

معذرتی کنم کنون از دل و دیده خواب را

بوسه بده که می رود هجرکشان به کشتنم

منتظر لب توام، باز بده جواب را

کشتن ماست مستیت، ار چه شراب خورده ای

بهر خدا که سوی خود راه مده شراب را

بهر چه می کشی، چو هست آخر این ندامتت

وه که رها نمی کند خوی تو این شتاب را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴جان به خاموشی برآمد بی زبانی چند را
  2. شمارهٔ ۹۵شب به روز آمد بسی کز دل نهادی یاد را
  3. شمارهٔ ۹۶من ز بهرت دوست دارم جان عشق‌اندیش را
  4. شمارهٔ ۹۷بی روی تو خوش کردم من تلخی هجران را
  5. شمارهٔ ۹۸ساقیا! پیش آر جامِ با صفای خویش را
  6. شمارهٔ ۹۹بس که اندر دل فرو بردم هوای نیش را
  7. شمارهٔ ۱۰۰بهار آمد و سبزه نو شد به جوها
  8. شمارهٔ ۱۰۱ای از مژه تو رخنه در جان‌ها
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.