پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

که ره نمود ندانم قبای تنگ ترا

که در کشید به بر سرو لاله رنگ ترا

چنین که چشم ترا خواب بسته می دارد

که باز دارد ازین خواب چشم شنگ ترا

نمی گذارد دنبال چشم تو سرمه

قوی به گوشه نهاده ست نام و ننگ ترا

خدنگ غمزه ازان دیده می کند روشن

کنون که دیده سپر ساختم خدنگ ترا

چه گویمت که دل تنگ تو کرا ماند

اگر تو خورده نگیری دهان تنگ ترا

کرشمه های تو از بس که هست نازآمیز

نه آشتی تو داند کسی، نه جنگ ترا

دل قویست مرا در غم و عجب سنگی

که طاقت آرد زخم دل چو سنگ ترا

ز من به پاسخ شیرین و تلخ جان می بر

که در من است اثر شکر و شرنگ ترا

به بوسه عذر چه گویی، تنم مگر چوبی ست

که راهوار کند چوب پای لنگ ترا

دو چشم خسرو ازین پس خیال آن خط سبز

کزین دو آینه نتوان زدود زنگ ترا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳دلبرا، عمریست تا من دوست می دارم ترا
  2. شمارهٔ ۹۴جان به خاموشی برآمد بی زبانی چند را
  3. شمارهٔ ۹۵شب به روز آمد بسی کز دل نهادی یاد را
  4. شمارهٔ ۹۶من ز بهرت دوست دارم جان عشق‌اندیش را
  5. شمارهٔ ۹۷بی روی تو خوش کردم من تلخی هجران را
  6. شمارهٔ ۹۸ساقیا! پیش آر جامِ با صفای خویش را
  7. شمارهٔ ۹۹بس که اندر دل فرو بردم هوای نیش را
  8. شمارهٔ ۱۰۰بهار آمد و سبزه نو شد به جوها
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.