پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

جان به خاموشی برآمد بی زبانی چند را

گه گهی می کن نوازش، میهمانی چند را

دی چو بیرون آمدی خوی کرده رو، هر قطره ای

گشت طوفان بلای خان و مانی چند را

گر زنی شمشیر از غمزه تو ای سلطان حسن

این سیاست سخت تر پیر و جوانی چند را

من ز تو محروم و خلقی در گمان این هم خوش است

باد یارب، روز نیکو بدگمانی چند را

دیگ وصل کس نپختی، ورنه هر دم وصل تو

آتشی بر کرد و هیزم کرد جانی چند را

چند طعنه عاقلان را، یک زمان بیرون خرام

سوخته چون می کنی نامهربانی چند را

یک یک اندر کوی تو بی داغ آه من نماند

وه که آخر چند سوزم بی زبانی چند را

گر نگردد خاک در کویت چه کار آید تنم؟

بهر این پروردم آخر استخوانی چند را

صد چو خسرو می کند جان پیشت آخر خنده ای

زانکه شد هنگام یاسین ناتوانی چند را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶من ز بهرت دوست دارم جان عشق‌اندیش را
  2. شمارهٔ ۹۷بی روی تو خوش کردم من تلخی هجران را
  3. شمارهٔ ۹۸ساقیا! پیش آر جامِ با صفای خویش را
  4. شمارهٔ ۹۹بس که اندر دل فرو بردم هوای نیش را
  5. شمارهٔ ۱۰۰بهار آمد و سبزه نو شد به جوها
  6. شمارهٔ ۱۰۱ای از مژه تو رخنه در جان‌ها
  7. شمارهٔ ۱۰۲باشد آن روزی که بینم غمگسار خویش را
  8. شمارهٔ ۱۰۳ای بی تو گلهای چمن شسته به خون رخسارها
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.