پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰۵

چمن ز سبزه خطی بر رخ جمیل کشید

به باغ سرو روان قامت طویل کشید

به رنگ و بوی بیاراست گلستان خود را

به گوشه های گلستان بنفشه نیل کشید

بتان آزری از بتکده برون جستند

چو لاله زار به دشت آتش خلیل کشید

بهار در ره آیندگان باغ نگر

که فرش دیده نرگس به چند میل کشید

سرودگویان بلبل به جام لاله شتافت

گهی خفیف گرفت و گهی ثقیل کشید

بهشت شد چمن و خوش کسی که با خوبان

در آن بهشت شرابی چو سلسبیل کشید

به می سبیل کنم خون خود که خوبان را

به سوی خویش توانم بدین سبیل کشید

نهاد نرگس بیمار چون به بالین سر

حباب از آب روان شیشه دلیل کشید

دوید خوی ز بناگوش پیل مست سحاب

شب از هلال کژک بر سرای پیل کشید

دوال داد میی کز رکاب اهل کرم

دوال بستد و در گردن بخیل کشید

برون خرام کنون، خسروا، اگر خواهی

قدح به روی خود و صورت جمیل کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰۷به دیده و دل من دوست خانه می‌طلبد
  2. شمارهٔ ۹۰۸اگر ز حال من آن شوخ را خبر باشد
  3. شمارهٔ ۹۰۹در آن هجوم که یار تو پادشا باشد
  4. شمارهٔ ۹۱۰کسی که عشق نورزد سیاه دل باشد
  5. شمارهٔ ۹۱۱چه شد که یار بر آهنگ کین برون آمد؟
  6. شمارهٔ ۹۱۲ز خانه دوش که آن غمزه زن برون آمد
  7. شمارهٔ ۹۱۳فغان که جان من از عاشقی به جان آمد
  8. شمارهٔ ۹۱۴گل رسید و هرکسی سوی گلستان می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.