پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱۱

چه شد که یار بر آهنگ کین برون آمد؟

به خون کیست که آن نازنین برون آمد؟

خدای مهر مسلمانیش کند روزی

که باز کافر من از کمین برون آمد

چه آفت است که باز آن سوار پیدا کرد؟

کدام سرو ز بالای زین برون آمد؟

صدای لعل سمندش به خاکیان برسید

نفیر گمشدگان از زمین برون آمد

به شهر دی که در آمد برای دیده بد

هزار دست دعا ز آستین برون آمد

کلیسیای مغانم نشان دهید کجاست؟

که باز این دل کافر ز دین برون آمد

دکان ناز دو سه روز، جان من، برچین

که جان حسن فروشان چنین برون آمد

دلم ز پرده برون اوفتاد از پی چشم

چنان دلی چه کنم، چون چنین برون آمد

هزار درد کهن تازه کرد بر عاشق

ز بس که ناله خسرو حزین برون آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱۳فغان که جان من از عاشقی به جان آمد
  2. شمارهٔ ۹۱۴گل رسید و هرکسی سوی گلستان می‌رود
  3. شمارهٔ ۹۱۵دل مرا چو ز روی تو یاد می آید
  4. شمارهٔ ۹۱۶بیا نظاره کن، ای دل که یار می‌آید
  5. شمارهٔ ۹۱۷بهار بی رخ گلرنگ تو، چه کار آید؟
  6. شمارهٔ ۹۱۸لبالب آر قدح کز گلو فرود آید
  7. شمارهٔ ۹۱۹کسی که شمع جمال تو در نظر دارد
  8. شمارهٔ ۹۲۰کسی که بهر تو جان باختن هوس دارد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.