پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰۶

مبصران که مزاج جهان شناخته اند

دو روزه برگ اقامت در آن نساخته اند

خراب گردد این باغ و بر پرند همه

نوازنان که درو عندلیب و فاخته اند

عجب ز مویه گری، تیز پر کشد آواز

به خانه ای که سرود طرب نواخته اند

مبین ز سیم و ز آهن تن تو کاهن و سیم

به بوته گل ازینسان بسی گداخته اند

سری که زیر زمین شد نهفته شاهان را

همان سری ست که بر آسمان فراخته اند

تهمتنان که به یک تیر چرخ می شکنند

ز بهر چیست که شمشیر و خنجر آخته اند؟

نگاهبانی جوهر چو نیست در حد عکس

چه سود از آنکه همه دزد را شناخته اند

کسان که شاهد دنیا نمودشان زیبا

به خواب گویی با دیو عشق بافته اند

عنان نفس مده، خسروا، به طینت خویش

که عاقلان فرس اندر وحل نتاخته اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰۸اگر ز حال من آن شوخ را خبر باشد
  2. شمارهٔ ۹۰۹در آن هجوم که یار تو پادشا باشد
  3. شمارهٔ ۹۱۰کسی که عشق نورزد سیاه دل باشد
  4. شمارهٔ ۹۱۱چه شد که یار بر آهنگ کین برون آمد؟
  5. شمارهٔ ۹۱۲ز خانه دوش که آن غمزه زن برون آمد
  6. شمارهٔ ۹۱۳فغان که جان من از عاشقی به جان آمد
  7. شمارهٔ ۹۱۴گل رسید و هرکسی سوی گلستان می‌رود
  8. شمارهٔ ۹۱۵دل مرا چو ز روی تو یاد می آید
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.