پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۹

یارب! این اندیشه جانان ز جانم چون رود

چون کنم از سینه این آه و فغانم چون رود

نقش خوبان را گرفتم خود برون رانم ز چشم

آنکه اندر سینه دارم جای آنم چون رود

در غمم خلقی که آن افتاده در ره خاک شد

من درین حیرت که او بر استخوانم چون رود

هان و هان، ای کبک کهساری که می نازی به گام

گو یکی بنما که آن سرو روانم چون رود

کشتنم بر دیگران می بندد آن را کو بود

ای مسلمانان، به دیگر کس گمانم چون رود

مردمان گویند، ازو دعوی خون خود بکن

حاش لله، این حکایت بر زبانم چون رود

ای که پندم می دهی آخر نیاموزی مرا

کز دل شوریده شکل آن جوانم چون رود

دی جفا کار ستمگر خواندمش، وه کاین سخن

از دل آن کافر نامهربانم چون رود

گر چه از خسرو رود جان و جهان هر چه هست

آرزوی آن دل و جان و جهانم چون رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۱از دل غمگین هوای دلستانم چون رود
  2. شمارهٔ ۶۷۲هر شبم جان بر لب آید، ناله زار آورد
  3. شمارهٔ ۶۷۳گر کنی یاری و گر آزار، بر من بگذرد
  4. شمارهٔ ۶۷۴یار من گویند آنجا گاه گاهی بگذرد
  5. شمارهٔ ۶۷۵گر به کوی عاشقان آن ماه گاهی بگذرد
  6. شمارهٔ ۶۷۶من نمی خواهم که چشمم غیر آن رو بنگرد
  7. شمارهٔ ۶۷۷دست ماه روزه تا در چشم عشرت خاک زد
  8. شمارهٔ ۶۷۸تا سرم باشد تمنای توام در سر بود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.