پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۸

کالبد از دل تهی شد، گر چه جان بیرون رود

دوستی نبود که نه با دوستان بیرون رود

خون چندین بی گنه در بند دامن گیر تست

وای اگر آن مست من دامن کشان بیرون رود

سوز عشق است، این مبین رنج تب من، ای طبیب

کین تبم با جان بهم از استخوان بیرون رود

در دل من جایگه تنگ است و تو نازک مزاج

راه ده تا جان مسکین از میان بیرون رود

رو بگردان، ای بلای جمله لشکر، پیش از آنک

هم رکابان ترا از کف عنان بیرون رود

کشتنم غم نیست، لیکن از برون خواهی فگند

خون من مگذار، باری ز آستان بیرون رود

بیوفا یاران که پیوندند و از هم بگسلند

صحبت دیرینه وه کز دل چسبان بیرون رود؟

بانگ پای اسب آیدازدرم، یارب گهی

کز سیه بخت من این خواب گران بیرون رود

بگذر از بالین من کاسان شود مردن از آنک

دل چو در حسرت بود دشوار جان بیرون رود

چند بپسندی ستم برجان خسرو هم بترس

زانکه نیاد بازتیری کزکمان بیرون رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۰ما نخواهیم از غم خود کاشنا بیرون برد
  2. شمارهٔ ۶۷۱از دل غمگین هوای دلستانم چون رود
  3. شمارهٔ ۶۷۲هر شبم جان بر لب آید، ناله زار آورد
  4. شمارهٔ ۶۷۳گر کنی یاری و گر آزار، بر من بگذرد
  5. شمارهٔ ۶۷۴یار من گویند آنجا گاه گاهی بگذرد
  6. شمارهٔ ۶۷۵گر به کوی عاشقان آن ماه گاهی بگذرد
  7. شمارهٔ ۶۷۶من نمی خواهم که چشمم غیر آن رو بنگرد
  8. شمارهٔ ۶۷۷دست ماه روزه تا در چشم عشرت خاک زد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.