پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۲

هر شبم جان بر لب آید، ناله زار آورد

تا کدامین باد بویی زان جفا کار آورد

رفت آن شوخ و دل خون گشته را با خود ببرد

عاقبت روزی همان خونش گرفتار آورد

دوستان، من کی هوس دارم به نالیدن، ولی

درد چون در سینه باشد، ناله زار آورد

آرزومندان به آب دیده معذورند، از آنک

فرقت روی عزیزان گریه بسیار آورد

بو که بزیم باد را گویید تا بهر خورش

پاره ای خاک از برای جان افگار آورد

صد گله دارم، ولی آن رو چو آید در نظر

کیست کان ساعت زبانم را به گفتار آورد؟

غمزه خونریز تو مر زاهد صد ساله را

موی پیشانی گرفته سوی خمار آورد

شب ز می توبه کنم از بیم ناز شاهدان

بامدادم روی ساقی باز در کار آورد

زین دل خودکام کار من به رسوایی کشید

خسروا، فرمان دل بردن همین بار آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۴یار من گویند آنجا گاه گاهی بگذرد
  2. شمارهٔ ۶۷۵گر به کوی عاشقان آن ماه گاهی بگذرد
  3. شمارهٔ ۶۷۶من نمی خواهم که چشمم غیر آن رو بنگرد
  4. شمارهٔ ۶۷۷دست ماه روزه تا در چشم عشرت خاک زد
  5. شمارهٔ ۶۷۸تا سرم باشد تمنای توام در سر بود
  6. شمارهٔ ۶۷۹فرخ آن عیدی که جان قربانی جانان بود
  7. شمارهٔ ۶۸۰از سر کو آن پری چون ناگهان پیدا شود
  8. شمارهٔ ۶۸۱زلف گرد آور که بازم دل پریشان می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.